رمزگشایی واژگان انگلیسی با پیشوندهای منفی

پیشوند واژگان نفی

چگونه معنی صدها لغت را بدون حفظ کردن حدس بزنیم؟

یکی از سریع‌ترین روش‌ها برای افزایش دایره واژگان در آزمون MSRT، یادگیری پیشوندها (Prefixes) است.
بسیاری از واژه‌های انگلیسی فقط با اضافه شدن یک پیشوند، معنی منفی یا مخالف پیدا می‌کنند.

اگر معنی این پیشوندها را بدانید، حتی بدون دیدن لغت در گذشته هم می‌توانید معنی تقریبی آن را حدس بزنید.

پیشوند چیست؟

Prefix یا پیشوند بخشی است که در ابتدای کلمه قرار می‌گیرد و معنی آن را تغییر می‌دهد.

مثلاً:

legal = قانونی
illegal = غیرقانونی

پیشوند:

il-

معنی منفی به کلمه داده است.

چرا این موضوع برای MSRT مهم است؟

در بخش:

  • Vocabulary
  • Reading

اغلب با واژه‌هایی روبه‌رو می‌شوید که شاید قبلاً ندیده باشید.

اما اگر پیشوندها را بشناسید:
✅ سریع‌تر معنی لغت را حدس می‌زنید
✅ زمان کمتری مصرف می‌کنید
✅ احتمال انتخاب گزینه درست بیشتر می‌شود

مهم‌ترین پیشوندهای منفی در انگلیسی

un-

معنی:

نفی کردن / نبودن

مثال:

  • known → unknown
  • happy → unhappy

dis-

معنی:

مخالف / ناهماهنگ

مثال:

  • agree → disagree
  • connect → disconnect

im- / in- / il- / ir-

این پیشوندها شکل‌های مختلف نفی هستند.

مثال:

  • possible → impossible
  • definite → indefinite
  • legal → illegal
  • responsible → irresponsible

non-

معنی:

بدون / غیر

مثال:

  • sense → nonsense
  • stop → nonstop

mis-

معنی:

اشتباه / نادرست

مثال:

  • understand → misunderstand
  • spell → misspell

mal-

معنی:

بد / ناقص

مثال:

  • function → malfunction

anti-

معنی:

ضد

مثال:

  • bacterial → antibacterial

تکنیک سریع MSRT

اگر معنی کامل لغت را نمی‌دانید:

  1. پیشوند را جدا کنید
  2. معنی ریشه کلمه را حدس بزنید
  3. مفهوم کلی را ترکیب کنید

مثال آزمونی

فرض کنید در Reading با واژه زیر روبه‌رو شوید:

irresponsible

حتی اگر لغت را کامل بلد نباشید:

  • ir = نفی
  • responsible = مسئول

پس:

irresponsible = بی‌مسئولیت

نکته مهم

همه لغات دقیقاً با ترجمه کلمه‌به‌کلمه معنی نمی‌شوند، اما شناخت پیشوندها کمک می‌کند معنی کلی واژه را سریع‌تر تشخیص دهید.

این مهارت در آزمون‌های زمان‌دار مثل MSRT بسیار ارزشمند است.

مرور سریع برای شب امتحان

بررسی لغات مهم جدول و روش تشخیص معنی آن‌ها

واژگان مهم جدول را هم بررسی می‌کنیم تا بهتر در ذهن بمانند و بتوانید در Reading و Vocabulary آزمون MSRT سریع‌تر معنی آن‌ها را تشخیص دهید.

a- → بدون / فاقد

moral → اخلاقی

amoral

  • a + moral
  • بدون اخلاق / غیراخلاقی

🔹 مثال:

His behavior was completely amoral.


رفتار او کاملاً غیراخلاقی بود.

anti- → ضد / مخالف

bacterial → مربوط به باکتری

antibacterial

  • anti + bacterial
  • ضدباکتری

🔹 مثال:

This soap is antibacterial.


این صابون ضدباکتری است.

ab- → دور از / خارج از

normal → طبیعی

abnormal

  • ab + normal
  • غیرطبیعی

🔹 مثال:

The patient showed abnormal symptoms.


بیمار علائم غیرطبیعی نشان داد.

counter- → مخالف / در جهت مقابل

act → عمل کردن

counteract

  • counter + act
  • مقابله کردن / خنثی کردن

🔹 مثال:

This medicine helps counteract the infection.


این دارو به مقابله با عفونت کمک می‌کند.

de- → حذف / معکوس کردن

activate → فعال کردن

deactivate

  • de + activate
  • غیرفعال کردن

🔹 مثال:

Please deactivate the alarm system.


لطفاً سیستم هشدار را غیرفعال کنید.

dis- → مخالف / ناهماهنگ

agree → موافق بودن

disagree

  • dis + agree
  • مخالف بودن

🔹 مثال:

I disagree with this opinion.


من با این نظر مخالفم.

il- → نفی

legal → قانونی

illegal

  • il + legal
  • غیرقانونی

🔹 مثال:

Illegal activities are punishable by law.


فعالیت‌های غیرقانونی مجازات قانونی دارند.

ir- → نفی

responsible → مسئول

irresponsible

  • ir + responsible
  • بی‌مسئولیت

🔹 مثال:

It was irresponsible to ignore the warning signs.


نادیده گرفتن علائم هشدار بی‌مسئولیتی بود.

im- → نفی

possible → ممکن

impossible

  • im + possible
  • غیرممکن

🔹 مثال:

Solving this problem without data is impossible.


حل این مشکل بدون داده غیرممکن است.

in- → نفی

definite → قطعی / مشخص

indefinite

  • in + definite
  • نامشخص / نامعین

🔹 مثال:

The project was delayed for an indefinite period.


پروژه برای مدت نامشخصی به تعویق افتاد.

un- → نفی

known → شناخته‌شده

unknown

  • un + known
  • ناشناخته

🔹 مثال:

The cause of the event is still unknown.


علت این رویداد هنوز ناشناخته است.

mis- → اشتباه / نادرست

understand → متوجه شدن

misunderstand

  • mis + understand
  • بد متوجه شدن

🔹 مثال:

I think you misunderstood the question.


فکر می‌کنم سوال را اشتباه متوجه شدی.

mal- → بد / ناقص

function → عملکرد

malfunction

  • mal + function
  • اختلال در عملکرد

🔹 مثال:

The machine stopped because of a malfunction.


دستگاه به دلیل اختلال در عملکرد متوقف شد.

non- → بدون / فاقد

sense → حس / معنی

nonsense

  • non + sense
  • بی‌معنی / مزخرف

🔹 مثال:

What he said was complete nonsense.


چیزی که گفت کاملاً بی‌معنی بود.

تکنیک مهم MSRT

در بسیاری از سوالات Vocabulary لازم نیست معنی کامل همه لغات را بدانید.
گاهی فقط با شناخت پیشوند می‌توانید معنی کلی واژه را حدس بزنید و گزینه درست را انتخاب کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *