در نگاه اول، آتشفشان و یخچال طبیعی دو نیروی کاملاً متضاد به نظر میرسند؛ یکی نماد گرما و ویرانی، دیگری نشانهٔ سرما و سکون. در بیشتر نقاط جهان، برخورد این دو به نابودی یکی از آنها میانجامد. فورانها یخ را ذوب میکنند و در دورههای خاموشی، یخچالها بهتدریج آتشفشان را میفرسایند. اما در مواردی نادر، طبیعت تعادلی ظریف میان این دو برقرار میکند؛ تعادلی که هم خطر میآفریند و هم شگفتی.
کوه رِینیر در شمالغرب آمریکا نمونهای برجسته از این همزیستی است. این آتشفشان فعال که روی یک پهنهٔ فرورانش تکتونیکی قرار دارد، همزمان یکی از یخچالیترین آتشفشانهای جهان نیز هست. همین ترکیب، آن را به یکی از خطرناکترین آتشفشانهای ایالات متحده تبدیل کرده است؛ زیرا ذوب ناگهانی یخها میتواند جریانهای گلی و ویرانگر (لاهارها) را بهسوی مناطق مسکونی هدایت کند.
با این حال، همین خطر بالقوه، پدیدهای کمنظیر را نیز بهوجود آورده است: غارهای یخی و بخار در دل دهانههای قله. گرمای گازهای آتشفشانی که از شکافهای زیر یخ بالا میآیند، برف فشردهشده را از درون ذوب میکند و شبکهای از تونلها و تالارهای یخی میسازد؛ غارهایی که تنها در صورت حفظ تعادل میان گرمای آتشفشان و بارش سالانهٔ برف میتوانند دوام بیاورند.
اگر گرما بیش از حد شود، یخها ناپدید میشوند و غارها از بین میروند؛ اگر گرما کم باشد، یخچالها گسترش مییابند و این فضاهای شگفتانگیز را میپوشانند. به همین دلیل، غارهای یخی رِینیر نهتنها جاذبهای طبیعی، بلکه یادآوری زندهای از مرز باریک میان خطر و زیبایی در طبیعت هستند.
شناخت چنین پدیدههایی به ما کمک میکند بفهمیم مخاطرات طبیعی فقط تهدید نیستند؛ آنها بخشی از فرایندهای زندهٔ زمیناند که اگر درست شناخته شوند، هم میتوان خطرشان را مدیریت کرد و هم ارزشهای علمی و طبیعیشان را درک کرد.

دیدگاهها