چرا گسل راندگی اصلی زاگرس اهمیت دارد؟
گسل راندگی اصلی زاگرس یکی از مهمترین ساختارهای تکتونیکی فعال ایران است که نقش کلیدی در شکلگیری رشتهکوه زاگرس، زمینلرزههای مخرب غرب و جنوب کشور، و مخاطرات لرزهای گسترده ایفا میکند. شناخت این گسل نهتنها برای زمینشناسان و پژوهشگران، بلکه برای مدیریت بحران، برنامهریزی شهری و آگاهی عمومی از مخاطرات زمینی ضروری است.
موقعیت، امتداد و گستره
گسل راندگی اصلی زاگرس با امتدادی در حدود ۱۳۵۰ کیلومتر، از شمال بندرعباس آغاز شده و با روند کلی شمالباختر–جنوبخاور، سراسر زاگرس را قطع میکند. این گسل پس از عبور از زاگرس مرکزی و شمالباختری، در ناحیه مریوان وارد خاک عراق شده و سپس با رسیدن به منطقه سردشت، وارد خاک ترکیه میشود و در نهایت به سامانه گسلی آناتولی متصل میگردد.
این ساختار، مرز تکتونیکی مهمی میان زاگرس مرتفع (زون سنندج–سیرجان) و پوسته عربستان ایجاد کرده و یکی از عناصر اصلی کمربند کوهزایی آلپ–هیمالیا به شمار میرود.
پیشینه مطالعات و نامگذاری
نخستینبار ریچاردسون و لیس از این ساختار بهعنوان یک «زون راندگی» یاد کردند. گانسر (1960) آن را با عنوان Main Thrust Line معرفی نمود.
ریکو (1975) با بررسی دقیقتر، نشان داد که این سامانه در واقع شامل دو گسل راندگی اصلی است که گاه به موازات یکدیگر و گاه منطبق بر هم عمل میکنند.
سن، منشأ و تکامل تکتونیکی
بر اساس شواهد زمینشناسی، منشأ اولیه گسل راندگی اصلی زاگرس به اواخر پرکامبرین و رویداد کوهزایی کاتانگایی نسبت داده میشود. این گسل از آن زمان تاکنون در تحولات ساختاری منطقه فعال بوده و نقش مهمی در کنترل تکامل حوضه زاگرس، تغییرات رخسارهای و دگرشکلی پوسته ایفا کرده است.
در جریان کوهزایی آلپی و بسته شدن اقیانوس نئوتتیس، این گسل به یکی از مهمترین پهنههای برخوردی میان ورقه عربی و ایران تبدیل شد.
هندسه، راستا و تغییرات ساختاری
راستای عمومی گسل از مرز ترکیه تا خاور حاجیآباد بندرعباس **N130E است، اما در طول مسیر خود دچار پیچش و تغییر راستا میشود.
از حاجیآباد به سمت جنوب، این گسل با طولی حدود ۲۵۰ کیلومتر دارای روند N170E بوده و با نامهایی مانند خط عمان، گسل زندان یا گسل میناب شناخته میشود.
در امتداد گسل، تغییرات قابلتوجهی در شیب مشاهده میشود؛ بهطوری که زاویه شیب از حدود ۸۰ درجه تا حالتهای نزدیک به تراست (Nappe) متغیر است.
سازوکار حرکتی
سازوکار غالب گسل راندگی اصلی زاگرس راندگی–فشاری است:
- در بخش با راستای N130E، شیب گسل به سمت شمالخاور بوده و بیانگر رانده شدن ایران مرکزی بر روی زاگرس است.
- در بخش N170E، شیب به سمت خاور–شمالخاور تغییر میکند که نشاندهنده رانده شدن مکران بر روی زاگرس است.
گسل جوان زاگرس یک گسل معکوس راستلغز راستگرد با شیب به سمت شمالشرق است.
زاگرس مرتفع و زون دکولمان
حدفاصل گسل قدیمی و گسل جوان، یک زون برشی مرتفع، شدیداً خردشده و دگرریخت وجود دارد که با عنوان زاگرس مرتفع شناخته میشود.
در مرز میان پیسنگ و پوشش فانرئوزوئیک، یک زون دکولمان (Detachment zone یا D-patch zone) شکل گرفته که نقش اساسی در ایجاد پهنه چینخورده زاگرس دارد.
در اعماق، گسل حالتی قاشقیشکل به خود میگیرد و در نواحی پیسنگ به صورت یک سطح تقریباً افقی نپمانند گسترش مییابد.
شواهد برخورد قارهای و نئوتتیس
یکی از مهمترین پیامدهای عملکرد این گسل، جایگزینی بقایای پوسته اقیانوسی نئوتتیس بر روی پوسته قارهای است. شواهد این فرایند را میتوان در نواحی نیریز، کرمانشاه و حاجیآباد مشاهده کرد که نشاندهنده یک رویداد تکتونیکی عمده در تاریخ زمینساختی ایران است.
گسل اصلی عهد حاضر (Main Recent Fault)
مطالعات برو و ریکو (1971) نشان میدهد که راندگی اصلی زاگرس یک شکستگی منفرد نیست.
چالنکو و برو (1974) گسلهای جوان منطبق بر این سامانه را با عنوان گسل اصلی عهد حاضر معرفی کردند.
این گسل، یک ساختار واحد نیست، بلکه زون باریکی از قطعات گسلی مجزا با الگوی همپوشان (en echelon) و عمدتاً امتدادلغز راستگرد است. از جنوبخاور به شمالباختر، مهمترین قطعات آن عبارتاند از:
گسل دورود
- گسل نهاوند
- گسل گارون (قارون)
- گسل صحنه
- گسل مروارید
- گسل پیرانشهر
لرزهخیزی و مخاطرات زمینی
گسل راندگی اصلی زاگرس و گسلهای منطبق بر آن دارای فعالیت لرزهای بالا هستند و بخش قابلتوجهی از زمینلرزههای تاریخی و ثبتشده ایران در امتداد این سامانه رخ دادهاند.
حرکات کواترنری این گسل عمدتاً از نوع امتدادلغز راستگرد بوده و با تغییرشکل رسوبات کواترنر همراه است (بربریان، 1976).
پیامدهای مخاطرهای
- خطر زمینلرزههای مخرب در زاگرس مرکزی و شمالباختری
- تهدید مستقیم شهرها، روستاها و زیرساختها
- اهمیت ویژه در برنامهریزی شهری و مدیریت ریسک زلزله
منابع منتخب
- Gansser, A. (1960)
- Ricou, L.E. (1975)
- Brau, J. & Ricou, L.E. (1971)
- Chalenco, J. & Braud, J. (1974)
- Berberian, M. (1976)
دیدگاهها